حبيب مفتاح، از اعضاي گروه سعيد شنبهزاده است. او نوازنده سازهاي كوبهاي است و چند
سالي است در فرانسه مشغول تجربه موسيقي تلفيقي است. او و شنبهزاده موسيقي بوشهر را با موسيقي جز اروپايي همراه كرده و به تركيب تازهاي از موسيقي دست پيدا كردند. اين موسيقي چه در ايران و چه در اروپا توانسته است توجه مخاطبان موسيقيهاي جديد را به خود جلب كند
حبيب مفتاح، از اعضاي گروه سعيد شنبهزاده است. او نوازنده سازهاي كوبهاي است و چند سالي است در فرانسه مشغول تجربه موسيقي تلفيقي است. او و شنبهزاده موسيقي بوشهر را با موسيقي جز اروپايي همراه كرده و به تركيب تازهاي از موسيقي دست پيدا كردند. اين موسيقي چه در ايران و چه در اروپا توانسته است توجه مخاطبان موسيقيهاي جديد را به خود جلب كند.
در ارديبهشت 1384 او براي اجراي يك كنسرت دو روزه در فرهنگسراي نياوران به ايران آمده بود. از فرصت استفاده كرديم و با او درباره موسيقي بوشهر، موسيقي سرزمين مادرياش به گفتوگو نشستيم.
موسيقي جنوب به دو موسيقي عمده تقسيم ميشود موسيقي بندرعباس و موسيقي بوشهر. شهرهايي مثل آبادان موسيقيشان را از همين دو نوع موسيقي گرفته و روي آن كار كردهاند: «درست است كه من بوشهري هستم اما اين را از روي تعصب نميگويم. چه در ايران و چه در خارج از ايران، آنچه از موسيقي خليج فارس و جنوب ايران ياد ميشود، موسيقي بوشهر است.»
موسيقي بندرعباس بيشتر با ريتمهاي عربي كشورهاي ديگر حوزه خليج فارس آميخته است. «اما موسيقي بوشهر منحصر به فرد و متنوع است.» اين موسيقي امروز توسط بوشهريها به نقاط ديگر دنيا هم برده شده است. حتي خيلي از گروهها علاقه دارند از موسيقي ما استفاده كنند و آن را به كار بگيرند. در اين منطقه انواع متنوعي از موسيقي وجود دارد.
* آبادان و خرمشهر موسيقي بوميندارند؟
_ موسيقي آنها همان موسيقي بوشهر است. در اين شهرها موسيقي قدمت چنداني ندارد. سازهاي شهرهاي خليج فارس همان سازهاي بوشهر است. سنج، نيانبان، ضرب و دمام. اين سازها به شهرهاي ديگر هم رفتهاند. البته بر اساس اسناد و مدارك ميتوان اثبات كرد كه اين موسيقي صدها سال است كه در بوشهر دنبال ميشود.
* اين طور كه شما ميگوييد موسيقي حوزه خليج فارس بايد خيلي متنوع باشد اما همه آن را به عنوان موسيقي بندري ميشناسند؟
_ بله. مشكل ما هم همين است كه به همه اين موسيقيها بندري ميگويند. حالا ميخواهد در بوشهر اجرا شود يا در بندرعباس و با ريتمهاي عربي. يا در لس آنجلس و تهران. مردم حتي موسيقيهايي كه گوشهاي از ريتم اين موسيقي را استفاده ميكند هم به اسم بندري ميشناسند. حال تصور همه بر اين است كه موسيقي آبادان، بوشهر، خرمشهر، و بندرعباس همه بندري است.
* خوب چون مردم از اين تنوع موسيقي خبر ندارند و اين انواع را نميشناسند.
_ البته در ذهن مردم طوري جا افتاده كه وقتي از موسيقي بندري حرف ميزني ناخودآگاه به ياد ريتمهاي تند و شلوغ ميافتند. اما اين اواخر جوانهاي بوشهري تلاش زيادي كردند كه موسيقي خودشان را معرفي كنند. موسيقي آبادان از وقتي شناخته شد كه خوانندگان لالهزاري تهران شروع كردند به خواندن ترانههايي كه درباره آبادان بود و به نوعي موسيقي جنوب ايران در آن استفاده شده بود. بوشهر كه در حقيقت پايه اين موسيقيهاست ده سال بيشتر نيست كه شناخته شده است.
* جالب است كه در اين مدت كوتاه توانست نظر خيليها را جذب كند.
_ بله. وقتي ما ميگوييم اين ريتمها قديمي است و سالهاست كه اجرا ميشوند همه تعجب ميكنند و ميگويند چطور قبلا آنها را نشنيده بوديم. آلبوم جديدم تا دو هفته آينده به بازار ميآيد. اسم آلبوم را «دي زنگ رو» گذاشتم. «دي زنگ رو» يعني ماه گرفتگي. اين آلبوم كاملا با سازهاي بوشهري و بيشتر با سازهاي كوبهاي بوشهر زده شده چون تخصص من اين ساز است. ريتمهايي انتخاب كردم كه دقيقا بوشهري است و با بندري تفاوت زيادي دارد. اين آلبوم نوعي نوآوري در موسيقي بوشهر است كه بدون سازهاي بادي مثل نيانبان و فقط با سنج و دمام اجرا ميشود.
* شما براي اين آلبوم آهنگسازي كردهايد يا همان آهنگهاي قديميرا اجرا كرديد؟
_ در اين آلبوم تمام ريتمها، ريتمهاي اصيل بوشهري است. اما فقط براي سنج و دمام تنظيم شده است. در بخشهايي هم موسيقي دوباره آهنگسازي شده است. اما اصل ريتمهاي بوشهري بدون تغيير است و هيچ صدمهاي نديده است. من اين موسيقي را براي پيرمرد 60 ساله و پسر بچه 7،8 ساله گذاشتهام و جالب است كه براي همه سنها شنيدني بود. به خصوص براي بوشهريها كه موسيقي آيينها و مراسم مختلف خودشان را ميشنوند.
* موسيقي چقدر در زندگي بوشهريها جريان دارد.
_ اصلا قابل تفكيك از زندگي روزانه آنها نيست. وقتي كودكي متولد ميشود براي خبر دادن به ديگران از موسيقي استفاده ميكنند. تا لحظهاي كه او را در زير خاك ميكنند و برايش ميگريند. چه عروسي و چه عزا هميشه موسيقي همراه ماست.
* اين موسيقيها با هم متفاوت است؟
_ بله، هر مراسمي ريتم به خصوص خودش را دارد. مثلا زمان خاكسپاري ريتم عربي ميخوانيم. زمان ماهيگيري ريتم ديگري ميخوانيم، زمان عروسي، عاشورا تاسوعا، كار، خواباندن بچهها و خيلي زمانهاي ديگر. موسيقي هميشه همراه ماست. تنوع اين موسيقي زياد است چون علاوه بر آنچه در خود بوشهر از قديم جريان داشته موسيقي آفريقايي و موسيقي بندري هم به آن اضافه شده است.
*ميخواستم در اين باره هم صحبت كنيم كه موسيقي آفريقايي چقدر در موسيقي بوشهر نفوذ كرده است.
_ من در فرانسه با يك آفريقايي زندگي ميكنم. قبل از آن شنيده بودم اين موسيقيها نزديك است اما آن را باور نداشتم. تا زماني كه خودم با آن مواجه شدم. وقتي براي هم ميخوانيم، ميبينم كه چقدر اين موسيقيها نزديك است. اصلا يكي است. هنوز حتي بسياري از مراسم آفريقايي در بوشهر برگزار ميشود. موسيقي زار كاملا موسيقي آفريقايي است. بسياري از فرهنگهاي آفريقايي را ميتوان در بوشهر دنبال كرد. يك قبيله از آفريقا حدود دويست سال پيش به بوشهر آمدند. مثلا يكي از نوازندگان گروه ما، جد آفريقايي دارد.
*موسيقي زار در طبقه بندي موسيقي جنوب در كجا قرار ميگيرد؟
_ زار هم از موسيقي بوشهر است. اين موسيقي و آئينهاي مربوط به مراسم زار با ورود آفريقاييها به بوشهر آمده است. آنهايي كه معتقد بودند بادهاي مختلف را درك ميكنند و با آنها ارتباط دارند، ميگفتند اين بادها از طرف دريا و از آفريقا ميآيد.
* اين بادها دقيقا چه هستند؟
_مردم جنوب معتقدند هفت باد وجود دارد كه ميتواند بر انسان نفوذ كند. منظور از باد نيروهاي ماوراءالطبيعه است. البته موضوع به اين سادگيها نيست كه با يكي دو كلمه منتقل شود. بحث يك فرهنگ قديمياست. گاهي مردم بوشهر دچار بيماريهاي روحي و رواني ميشوند و معتقدند كه باد جن در آنها نفوذ كرده و كساني به اسم مامازار و بابازار كه بالاترين درجه ارتباط با انرژيهاي ماوراءالطبيعه را دارند با موسيقي جن مزاحم را دور ميكنند. «دي زنگ رو» از اين موسيقي الهام گرفته شده است.
* شما در آلبومتان همين موسيقي را اجرا كرديد؟
_ بله. دي زنگ رو يعني خرچنگ بزرگ. در زمانهاي قديم مردم بوشهر معتقد بودند كه در زمان ماه گرفتگي، خرچنگ بزرگي چنگهايش را دور ماه ميگيرد و نميگذارد مردم ماه را ببينند و معتقد بودند اين كار جنهاست. مردم بوشهر فكر ميكردند جنها از قله ميترسند، يادم ميآيد پدر خودم هم هميشه ميگفت: وقتي بيرون ميروي سنجاق قفلي بزن به لباست. به همين خاطر مردم بوشهر زمان ماه گرفتگي با هر چيز قلهاي كه در دستشان بود ريتم به خصوصي را ميزدند تا جنها دور شوند. بعدها هم كه مشخص شد اين جريان يك اتفاق طبيعي است باز هم مردم اين نوع از موسيقي را اجرا ميكردند.
* شما به بيماري زار اعتقاد داريد؟
_ بله، من بارها در مراسم زار بودم و ديدم كه بيمارها مداوا شدند. بوشهريها خيلي به اين مراسم اعتقاد دارند. اين موسيقي در خارك، كنگون، لنگه، ميناب، بندرخمير و خيلي مناطق خليج فارس اجرا ميشود.
* شما هم موسيقي زار را اجرا ميكنيد؟
_ ببينيد ريتم و موسيقي زار در آيينهاي ديگر هم اجرا ميشود اما نحوه خواندن، خواننده فقط مخصوص همان موسيقي است و فقط توسط مامازار و بابازار قابل اجرا است. آنها در حالتي شبيه خلسه آواز ميخوانند. خواننده آواز را از درون حلق و با فرياد ميخواند. موسيقي زار بسيار گيراست و شما را محصور ميكند. هركسي توانايي اجراي موسيقي زار را ندارد.
* موسيقي بوشهر چه انواعي دارد؟
_ موسيقي مذهبي، موسيقي زار، موسيقي عذا و عروسي و موسيقي كار. همه با هم متفاوتند و هر كدام ويژگيهاي خودشان را دارند. موسيقي مذهبي با سازهاي سنج و دمام، در ابتداي عزاداري اجرا ميشود. براي اينكه مردم را خبردار كند كه عزاداري آغاز شده است. اين موسيقي با همه موسيقيها فرق دارد. در زمانهاي ديگري هم سنج و دمام زده ميشود. اما نه با آن ريتم مثلا وقتي لنچ بزرگي را به آب مياندازند سنج و دمام ميزنند تا همه مردم جمع شوند و كمك كنند تا لنچ به آب بيفتد.
* موسيقي كار چه انواعي دارد؟
_ بيشتر موسيقي كار در كنار درياست. موسيقي لنچ سازي، كار روي لنچ، موسيقي ماهيگيري، موسيقي دريانوردي، موسيقي طوفان و خيلي موسيقيهاي ديگر. شايد به جرأت بتوان گفت بيشتر موسيقيهاي بوشهر يعني 80 درصد از آنها يا درباره خليج فارس است يا از اين خليج در آنها نام برده ميشود. موسيقي لنچ سازي هم موسيقي جالبي است. آنها زماني كه لنچ را ميسازند با ضربه ميخ و چكش كه به نوعي ريتم وار روي چوب ضربه ميزند آواز ميخوانند. حتي هنگام نهار براي اينكه به هم خبر بدهند وقت غذا است و يا گرسنهاند ريتم كوبيدن روي ميخ را عوض ميكنند و همه متوجه ميشوند كه وقت غذا و يا وقتي خستگي در كردن ريتم ديگري دارند. زندگي بوشهريها يعني موسيقي. در شهر من هر چيزي با موسيقي همراه است. حتي موقع بيكاري هم مردم بوشهر آهنگ ميخوانند.
* موسيقي بوشهر چند نوع است؟
_ ريتمها هم خيلي متنوعند ريتم بندري، چوبي، شكي، مولودي، خيامخواني، چهار دستمال ريتمهاي شاد هستند و ريتمهاي غمگين هم داريم كه آنها هم متنوع هستند. موسيقي كار هم ريتمهاي مختلفي دارد. مثلا ريتم گلافي، نيمه و شروه خواني. اينها فقط موسيقي بوشهر است نه موسيقي مناطق ديگر جنوب ايران، اين منطقه بسيار غني و زيبايي دارد.
* چرا موسيقي بوشهر در ايران با اين ابعاد گسترده شناخته نشده؟
_ من نسبت به موسيقي مادريام تعصب زيادي دارم و سعي كردهام آن را ارتقا بدهم. خيلي متأسفم كه تا به حال در هر كجاي دنيا كه خواستهايم توانستهايم برنامه اجرا كنيم اما در ايران براي اجراي آن با مشكل مواجهيم.
*چه مشكلي؟
_ اين موسيقي با حركت همراه است هيچ جنوبياي عادت ندارد روي سن فقط ساز بزند نوعي حركات موزون هم با خواندن و زدن ما همراه است كه خودش به انتقال انرژي و درك موسيقي كمك ميكند. وقتي جزيي از عادت ما را ميگيرند كيفيت كار 50 درصد پايين ميآيد. در ايران مجبوريم اين حركات را حذف كنيم. مشكل تنها اين نيست. نداشتن سيستمهاي منظم و برنامهريزي صحيح براي اجراي كنسرت هم دليل ديگري است كه اجراي موسيقي در ايران را كند كرده است. «ناصر تقوايي» فيلميبه نام «اربعين 49» دارد كه در آن نوازندگان سنج و دمام مشغول اجراي موسيقي عزا هستند. هر وقت اين فيلم را ميبينم آرزو ميكنم اي كاش ميتوانستم آن را براي مردم ديگر شهرهاي ايران هم اجرا كنم اما متاسفانه اين موسيقي وقتي زيبا ميشود كه با حركت همراه ميشود.
* شنيدم موسيقي عاشورايي بوشهر خيلي زيباست؟
_ بله، من هر كجاي دنيا كه باشم خودم را براي عاشورا، تاسوعا به بوشهر ميرسانم. انگار اگر نتوانم آن سال در عزاداريها سنج و دمام بزنم هيچ چيز سر جايش نميماند. وقتي آن شور و حركت همراه با دمامنوازي را ميبينم معناي حقيقي عاشورا و تاسوعا را درك ميكنم. متاسفانه نميدانم چرا اين آيينها و مراسم بومي به دليل بعضي مسايل جانبي حذف و ناديده گرفته ميشود. در فيلم ناصر تقوايي كه سال 49 ساخته، نزديك چهل، پنجاه نفر دمام ميزنند و عزاداري ميكنند اما حالا در بوشهر دمامزنهاي هر مجلسي بيشتر از 5 نفر نميشوند. متاسفانه وقتي نيمي از مراسم را حذف ميكنيم بقيه آن هم حذف ميشود. هر چه نسل نوتر ميشود، سنتها شكسته ميشوند. من روي كلمه نوآوري خيلي حساسم و معتقدم اگر قرار است نوآوري شود، نبايد اصالتها خراب شوند. آنها بايد سر جايشان بمانند و شما كار جديدي كنيد.
*موسيقياي كه در فرانسه كار ميكنيد چه ويژگيهايي دارد؟
_ در آنجا هم موسيقيهاي بومي و فولكلورمان را با موسيقي جز اروپا تلفيق ميكنيم و جالب اينجاست كه موسيقي بوشهر پايه و اساس كار است. آنها خودشان را با موسيقي ما وفق ميدهند و همراه ميكنند. موسيقي بوشهر بسيار غني است و من معتقدم هنوز شناخته نشده است. به تازگي با يك گروه آفريقايي هم موسيقي كار ميكنم. البته آنجا هر دو موسيقي يكي است. بار اولي كه با هم ساز زديم من فكر ميكردم آنها بوشهري هستند و آنها فكر ميكردند من آفريقاييم. موسيقي ما به راحتي با آنها همخواني دارد و در يك قالب جاي ميگيرد.
منبع : میراث خبر
خليج "ناي بند" در عسلويه به عنوان يكي از زيستگاههاي بكر جانوران كمياب، از مناظر بديع و زيباي جنوب كشور است كه تاكنون ناشناخته مانده ولي با تبديل عسلويه به قطب صنعتي كشور معرفي اين زيستگاه حيات وحش اجتناب ناپذير است.
اين خليج كه در حدود ۳۲۰كيلومتري جنوب مركز استان بوشهر واقع شده در قسمت ساحلي بهشكل دماغهاي بخشي از حاشيه شمالي خليج فارس را تشكيل ميدهد.
ارتفاعات جنوبي اين خليج كه داراي طبيعتي بكر و اكوسيستمي خاص است به عنوان زيستگاه تعدادي از جانوران كمياب مورد توجه است و بخشي از آن به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام شده است.
به گزارش خبرنگار ايرنا خليج ناي بند داراي آب و هوايي گرم است ويكي ازمشكلات اساسي اين زيستگاه كمبود منابع آب آشاميدني است.
بخش كوهستاني ناي بند مشتمل بر سنگهاي آهكي با گنبدهاي نمكي است و شامل دشتهاي ساحلي، ارتفاعات و تپه ماهور است.
ورود در اين منطقه همراه با آرامش خاصي است كه ناشي از احساس برقراري ارتباط مستقيم با طبيعت و مظاهر متنوع در آن ميباشد.
از نكات درخور توجه راجع به اين خليج اين است كه به عنوان اولين پارك ملي دريايي ايران مورد توجه قرار گرفته است ، چنين جايگاهي به دليل برخورداري ناي بند از ويژگيهاي منحصر بفرد اقليمي و طبيعي است.
بهگفته كارشناسان، "آبسنگهاي" مرجاني به عنوان مهمترين كانونهاي تخم ريزي ماهيان و انواع آبزيان ديگر در اين منطقه است كه توسعه بيرويه صنعتي در صورتي كه همراه با اولويت بخشيدن به مسايل زيست محيطي نباشد، اثار بسيار مخربي بر اين منطقه خواهد داشت.
اين كارشناسان طرحهاي متنوع توسعه پارس جنوبي، رفت و آمد بيش از استاندارد شناورهاي بزرگ و احداث اسكلههاي بزرگ پيرامون اين منطقه را در شمار عوامل تهديدزا براي زيست بوم منطقه ميدانند.
خاك منطقه از رسوبات آبرفتي است كه هر چه به طرف دريا نزديكتر ميشود ميزان شوري و آهكي بودن آن بيشتر ميشود و بريدگيهاي شيبدار و دره مانند كه بيشتر آنها خشك و صخرهاي ميباشند، بين ساحل وبخشهاي دروني منطقه حايل شده است.
يكي ديگراز ويژگيهاي طبيعي و جغرافيايي در خليج ناي بند وجود "خورهايي" است كه در اين منطقه بچشم ميخورد.
خليج ناي بند با دارا بودن بيش از ۴۱كيلومتر مربع وسعت داراي سه خور با نامهاي "بساتين"، "عسلويه" و "هاله" است. 
در خور بساتين كه در جوار روستايي به همين نام واقع است، جنگلي از درختان "حرا" وجود دارد كه اين خور را به زيستگاهي مناسب براي پرورش آبزيان تبديل كرده است و پرندگان زيادي در آن زندگي ميكنند.
خور عسلويه نيز داراي ارزش زيستگاهي بسيار مناسب براي تعداد زيادي از انواع پرندگان است و همچنين جنگلهاي كوچك "حرا" در اين منطقه بخوبي مشهود است.
جنگلهاي حرا در اين منطقه عامل بسيار ارزشمندي در پيوند زيست بومهاي دريايي و خشكي دارد.
بدون شك زيباترين منطقه ساحلي در كرانه شمالي خليج فارس به خليج نايبند تعلق دارد و آثار بجاي مانده حكايت از آن دارد كه بندري تاريخي به نام ناي بند نيز در دوران "آل بويه" به عنوان مركز مهم صيد و تجارت مرواريد در اين خطه جنوبي استان بوشهر وجود داشته است.
منبع ایرنا
باستان شناسان ايرانی معتقدند موفق به کشف شهری باستانی متعلق به دوره هخامنشيان شده اندکشف يک شهر باستانی در استان بوشهر که از آن در يکی از لوحه های تخت جمشيد نام برده شدهکشف يک شهر باستانی در استان بوشهر است. در لوحه ای در تخت جمشيد از شهری بزرگی به نام تموکان ياد شده، که باستان شناسان معتقدند که در کاوشهای خود در استان بوشهر موفق به کشف اين شهر شده اند. پژوهشگران از روی لوحه های يافت شده متعلق به تخت جمشيد بر اين باورند که داريوش اول در محلی زندگی می کرده که در نزديکی اش نخلستان وجود داشته و به همين دليل بر روی مهر رسمی او تصوير دو نخل نقش بسته بوده است. اما همچنين اين پژوهشگران می دانند که در اطراف تخت جمشيد هيچ نخلستانی وجود نداشته است. به همين دليل سرزمين اصلی هخامنشيان را جايی می دانند که در لوحه های تخت جمشيد از آن با نام تموکان نام برده شده و سالها به دنبال کشف اين شهر بوده اند. اکنون باستان شناسانی که به دنبال کشف شهر تموکان بودند گمان می کنند که بقايايی از اين شهر باستانی را پيدا کرده اند. بخش هايی از اين شهر در سال 1977 کشف شده اما با انقلاب ايران در سال 1979 حفاری های اين منطقه متوقف شد. پس از يک وقفه 26 سال حفاری مجدد برای کشف اين شهر از ماه پيش آغاز شد. سرپرست گروه کاوش شهر باستانی متعلق به هخامنشيان می گويد که او يک لوحه طلايی که نمونه شبيه اش در تخت جمشيد يافت شده، چند سنگ نبشته و نقش برجسته داريوش اول را پيدا کرده است. اين سنگ نبشته ها هنوز رمز گشايی نشده اما باستان شناسانی که آنها را کشف کرده اند، تقريبا اطمينان دارند که اين محوطه تاريخی همان شهر تموکان است. هر چند برای اطمينان کامل بايد چندين محل ديگر متعلق به اين شهر را کشف کرد.
منبع بي بي سي
سه نمايشگاه از آثار تاريخي، هنرهاي سنتي و عكسهايي از بافت شهري بوشهر قديم روز يكشنبه بمناسبت هفته ميراث فرهنگي در شهر برازجان و بندر بوشهر برپا شد.
در نمايشگاه آثار تاريخي استان بوشهر اشياي سفالي مكشوفه در محوطههاي باستاني اين استان با موضوع "دين يعني زندگي و ميراث درسي از زندگي" در عمارت "گلشن" بندر بوشهر به نمايش گذاشته شده است.
در نمايشگاه هنرهاي سنتي نيز ، دستاوردهاي سنتي معرق و منبت كارگاه هنرهاي سنتي شهر برازجان باموضوع "موزه پل ارتباطي فرهنگي" در كاروانسراي مشير اين شهر برپا شده است.
در نمايشگاه عكسهاي چهره قديم بوشهر هم كه در مجتمع فرهنگي و هنري بوشهر برپا شده تعدادي از نشريههاي قديم بوشهر و ۶۰قطعه عكس از ميادين و محلههاي اصلي اين شهر در سالهاي دهه ۳۰و ۴۰به نمايش گذاشته شده است.
شعار نمايشگاه عكسهاي چهره قديم بوشهر، "توسعه فرهنگي در گرو شناخت ميراث گذشتگان است"، ميباشد.
اين نمايشگاهها بهمدت يك هفته براي بازديد عموم علاقهمندان داير است.