تبليغاتX
بوشهری - ایکاریوس پست قبلی بوشهری را اصلاح کرد

پیرامون پست قبلی که  با عنوان 106 استودان ساساني در خارك كشف شد  در وبلاگ منتشر شد . ایکاریوس مطلبی را تحت عنوان صبح به خیر آقای میراث فرهنگی در وبلاگ خود منتشر کرده است با تشکر از مدیر وبلاگ ایکاریوس جهت تبادل اطلاعات فرهنگی توجه شما را به خواندن این مطلب جلب مینمایم . لازم به ذکر است که مطلب : 106 استودان ساساني در خارك كشف شد  از وبگاه اینترنتی خبرگزاری میراث فرهنگی  دریافت و در وبلاگ بوشهری منتشر شده بود ....

نامه ای به اداره میراث فرهنگی استان بوشهر
صبح به خیر آقای میراث فرهنگی
در خبرهای شنبه - دوم دی ماه 85 - بود که " باستان شناسان بوشهری با بررسی صخره ها در خارگ 106 استودان ساسانی را کشف کردند."
قبل از هرچیز اکتشاف 106 استودان ساسانی و 96 قنات و 2 گور معبد پالمیری را توسط "باستان شناسان بوشهری" آن هم در جزیره خارگ، به کلیه باستان شناسان و تاریخ دانان و دوستداران میراث فرهنگی تبریک عرض نموده و لازم می دانم مراتب سپاس و قدردانی خویش را خدمت مسئولین محترم میراث فرهنگی استان بوشهر به پاس این تلاش که بی شک نقطۀ عطفی است در تاریخ باستان شناسی کشور عرضه دارم. به علاوه که جز این آثار دیگری هم کشف کرده اند که در خلال این سطور ذکری از آنها خواهد شد.

شاید دیگر دورۀ ناآگاهی به سر رسیده باشد. یا دست کم همچنان کسانی یافت شوند که نشد فریبشان داد. و چه می دانم دیگر کمتر خری یافت می شود که نداند آبی که نوشیده از همان کاریزی است که تازه کشف کرده اند! همۀ ما دوستداران این میراث و اصلا این خاک پرگهر، واقفیم که تازگیها مسئولین میراث تکانی به خویش داده اند تا که شاید غبار قرنها فراموشی و عزلت را از پیکر این میراث بروبند، اما چه دلیلی دارد بیداری خویش را از این خواب هزار ساله، با یک دروغ محض به گوش همۀ جهان صدا باشیم؟ اینکه رسانه ها را تبدیل کنیم به کرنایی برای اعلام این خبر " که ما چنان کردیم" کاری است نه چندان برازندۀ چنین قومی. هرچند کاری هم نکرده ایم. آثاری را که 40 سال پیش توسط "پروفسور گیرشمن" مورد بررسی و "نه اکتشاف" قرار گرفته، برداشته ایم و فریاد سر داده ایم که ما این گورها را کشف کرده ایم. گیریم که این خبر صحت داشته باشد و اصلا شما کاشف چنین کشفی باشید آن هم درست همین امروز. پس این همه منابع و کتاب و مقاله و دفتر و جزوه و فیلم و عکس که در گوشه گوشۀ عالم پیرامون این آثار وجود دارد چیست؟ و اصلا اگر باستان شناسی و کشف به این سادگی هاست، پس همۀ خارگیانی که در طول این سالها با این آثار انس داشته اند، هر کدام باستان شناسی است، چه بسا خبره تر هم.

باستان شناسانی که تا دیروز از یاد برده بودند که این خارگ کجاست چه خوب است که امروز به فکرش افتاده اند و اصلا کشفیاتی هم در آن کرده اند. و صد حیف که عمرشان قد نداده است تا "گور دولمن" ( کورهای لحد سنگی) یا "دوخواهران" را هم کشف کنند، چرا که این اثر سال گذشته به همت برادران زحمت کشمان در عرصۀ نفت به زیر چرخهای بولدوزر رفت تا که شاید قرنها دگر در هیئت یک فسیل دولمن سر از خاک برون آورد. بعید هم نیست و این تازه بخشی است از آن آثاری که قرار است به یاری حق به فسیل تبدیل شود و اصلا چه می شود اگر فردا چیزی داشته باشیم برای نهادن در موزه ها و آنگاه به بچه ها گفتن که این آثار بر اثر حرکتهای تکتونیکی خاک و بروز سیل و عبور گدازه های آتشفشانی تبدیل شده اند به فسیل و آنگاه طلای سیاه!

کشف امروز- کشف 106 استودان ساسانی در خارگ- همچون دیدن دنیاست پس از برخاستن از خواب قرنها. و این کشف اصلا کشفی است شخصی! آن هم برای کسی که تازه از این خواب برخاسته است، بی خبر از اینکه دوستانی دیگر سالها پیش از او این آثار را یافته اند و حتی در سفرنامه ها و کتب و خاطرات خویش آن را به ثبت رسانده اند. و این کریستف کلمب های جدید چه سخت در تلاش بوده اند برای کشف این جزیرۀ ناشناخته. و این اهالی بومی نیز سرخپوست بوده اند لابد یا دست کم باقیماندۀ همان قوم ساسانی. گمانم این خبر تنها بخشی از سفرنامه ی این باستان شناسان بوده است و بسیاری از بخش های این آثار باستانی را گذاشته اند برای سالها بعد که باز هم بیایند و تجدید خاطر کنند برای ما، که "باور کنید اینها را ما کشف کرده ایم". من که باور کردم، چرا که اگر این کشف نبود، همین امروز این آثار را باید زیر چرخهای همان بولدوزرها می جستیم و خوشبختانه با این بوق و کرنایی که امروز برپا شد، دست کم تا یک سال دیگر بقای این میراث باارزش را تضمین کرده اند. نه اینکه خدای نکرده قصد توهین به سازمان یا گروهی ام در سر باشد، اما به دقت که بنگری خواهی دید که این اخبار نه چیزی است قابل هضم آن هم برای کسی که سالها این آثار را دیدار کرده. حق هم دارند کاشفین محترم. اصلا در سرزمینی که دیگر قاچاقچیان آثار باستانی جایی برای کشف و حفاریهای مجاز باقی نگذاشته اند، هر باستان شناس جوانی که تازه از پای میز و نیمکت درس و دانشگاه، برخاسته باشد به دنبال جایی است برای یک کشف و احیانا کریستف کلمب شدن. و این چنین است که ابتدا از دوستانش در جزیره می خواهد مطالب جسته و گریخته ای پیرامون این شهر کهن، برایش ارسال کنند و پس از اینکه در کتابخانه ای نشست و کتابش را برای دفاعیه نوشت و تقدیم استاد نمود، یکراست سراغ جایی می آید گمنام همچون این خارگ بی یارمانده و متروک.

پیرامون این کار بزرگ بسیار حرفها هست و اصلا این خبر گوشه ای است از آنچه نسبت به میراث فرهنگی و جاذبه های گردشگری در این ملک یا دست کم در این استان روا داشته ایم. جز این در بسیاری کتابها هم از این گونه موارد بسیار دیده ام. تو پندار که ما باور کرده ایم کاشف این آثار و اصلا این خارگ، تو بوده ای آقای میراث فرهنگی. و با این اوصاف سالیان گذشتۀ پیش از این هم که واسکودگاما و ابن حوقل و هرتسفلد و گیرشمن و. . . آمدند و دیدند و نوشتند هیچ، حال چه خواهی نمود برای حفظ این میراث با ارزش؟ به هرحال خسته نباشید و صبح به خیر آقای میراث فرهنگی.

ارادتمند شما،
م.اهل جنوب


با تشکر از :  ایکاریوس 

مطالب مرتبط : 106 استودان ساساني در خارك كشف شد  
 

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت توسط علی امیری |