یک پیام یک سخن یک نظر و دگر هیچ !!!
... و یا یک آگهی ترحیم به بهانه تحریم !
او نامش را ننوشته بود ولی نگاشته بود این مطلب را بخوانید من هم با آنکه متاثر شده بودم ولی تیتر کردن آن را لازم دانستم او در پست قبلی بوشهری اینگونه نوشته بود : من در كانادا زندگي ميكنم و كانالهاي تلويزيوني مشتركي با آمريكا داريم. به خاطر كريسمس، بعضي از شبكههاي آمريكايي، برنامههاي جديدي را به نمايش گذاشتهاند.
سربازهاي آمريكايي مستقر در خليج فارس، براي خانواده و دوستان، پيام تبريك ميفرستند. اين برنامه قبل از هر تبليغ بازرگاني پخش ميشود؛ يعني هر ده دقيقه يك پيام. همه آنان در آخر حرفهايشان وقتي خداحافظي، اسم و محل خدمتشان را ميگويند. منتها به جاي «خليج فارس»، ميگويند «خليج عربي» تصور كنيد هر ده دقيقه يك نفر ميگويد «خليج عربي».
من نميدانم چه كار كنم. تنها كاري كه به نظرم رسيد، اين بود كه به شما بگويم. شايد بتوانيد به مردم بگوييد چه خطري ما را تهديد ميكند.
هیچ نتوانستم بگویم جز ... یک آگهی ترحیم به بهانه تحریم !