بالاخره من هم توسط شیپور به یلدا بازی دعوت شدم .. گر چه برای یلدا بازی کمی دیر دعوت شدم ولی من هم در گود آمدم عجیب است که اعترافات شیپور بجز بند 2 شامل خصوصیات من هم میشود .
این بازی ساده هست: کسی شروع می کنه و 5 نکته از چيزهايی که احتمالا خوانندگان وبلاگش در مورد شخصيت او نمی دونند می نويسه و در آخرش هم 5 نفر را معرفی می کنه. اون 5 نفر هم به همين ترتيب 5 نکته از چيزهايی که کمتر کسی در مورد شخصيت اون ها می دونه را می نويسند و هر کدوم 5 نفر ديگه را معرفی می کنند و همين جوری ادامه پيدا می کنه.
اما در مورد خودم :
◊سخت کوش فقط در کارهایی که دوست دارم .
◊کامپیوتر و طراحی بخشی از زندگی من شده .
◊گاه چند روز با کسی حرف نمیزنم حتی جواب تلفن هم نمیدهم اما گه گاه بدم نمی آید خلوتم را با دوستان شاد خود بر هم بریزم ولی به هیچ عنوان نمی خواهم مداوم باشد.
◊افراط و تفریط در زندگی من زیاد است و هنوز نتوانسته ام متعادلش کنم .
◊قهوه خانه های میدان فردوسی / را ه آهن / سعدی و ... خلاصه جنوب تهران را بیش از هر مکان فرهنگی و هنری دیگر دوست دارم . یک دیزی سنگی و بعدش هم یک قلیان خانسار ! کنار آدمایی که فقط تو فیلمها میتونی اونا روببینی ! لمپونیسم ملموس !
من هم / شکر تلخ / ابوذر صغیری / معصوم / پریا / علیرضا / را به یلدا بازی دعوت کردم .