در بسياري از منابع و كتابها، از حفرههايي كه بر صخرههاي دره لير بندر طاهري (سيراف) ديده ميشوند با عنوان قبور سنگي ياد شده، اما آيا واقعيت تنها همين است.
بندر سيراف، صخرههاي دره لير: تعداد بسياري از حفرههايي به شكل گور، به همان شيوهي قبرهاي منظم هنوز اشغال نشده بهشت زهراي تهران، پيش رويتان قرار دارد. اين منظره به همراه پيش فرضي كه از كتابها و همچنين تابلوي معرفي اين اثر، مبني بر وجود گوردخمه در اين مكان، برايتان ايجاد شده، شما را به اين باور ميرساند كه با تعداد بسياري قبر خالي از متوفي، روبرو هستيد. جالب اينكه در درون بسياري از اين حفرهها، اجسادي هم پيدا شده است.
از طرفي، وقتي كه در درون دره لير راه ميرويد، دخمههايي را ميبينيد كه شبيه گور دخمهها يا همان استودانهايي هستند كه نمونههايش را در جاي جاي ايران سراغ داريم. در درون اين دخمهها هنوز هم آثاري از استخوان آدميزاد ديده ميشود.
بنابراين ظاهرا ثابت ميشود كه حفرههاي زميني به شكل گور موجود بر صخرههاي دره لير، قبور سنگي هستند.
براي بيشتر روشن شدن موضوع بد نيست موقعيت اين حفرههاي زميني را بشناسيم. اين حفرهها در دو سوي دره لير بر روي صخره واقع شدهاند. حفرههاي يك سمت دره به صورت غربي ـ شرقي و حفرههاي طرف ديگر به صورت شمالي ـ جنوبي كنده شدهاند. از طرفي در ميان اين حفرهها، تعدادي چاههاي عميق آب ديده ميشوند.
به نظر ميرسد براي اينكه به منطق قابل قبولي در رابطه با چيستي اين حفرهها برسيم، بايد سوالات زيادي مطرح و جواب داده شوند: مثلا چرا در ميان قبور، چاه آب قرار دارد؟ سنخيت اين قبور با آب كه مايه پاكي و حيات است، چيست؟ چرا همهي اين قبور به صورت خيلي منظم در كنار هم قرار دارند؟ چرا بيشتر اين قبرها به همان دو جهتي كه اشاره شد، ساخته شدهاند و اين جهتها تقريبا عمود بر هم هستند و هر كدامشان در يك طرف دره قرار دارند؟ چرا در ميان قبور، راه پله وجود دارد؟ ( كمتر ديده شده در قبرستانهايي كه بر روي صخرهها قرار دارند راه پلهاي به اين صورت باشد) يا اصولا چرا قبور در ميان صخره سنگي ساخته شدهاند كه كندن آن زحمت بسيار دارد؟ آيا نميتوان با توجه به تاسيسات آبي كه در بسياري از نقاط ايران ديده ميشوند، اين حفرهها را محلي براي نگهداري و جمعآوري آب باران در نظر گرفت؟ اگر بارانهاي سيلآساي جنوب را در نظر بگيريم آيا اين حدس قوت نميگيرد؟ آيا اين موضوع كه هماكنون هم آب شيرين سيراق از اين بلندي و چاههاي آب آن تامين ميشود حدس ما را بيشتر قرين به واقعيت نميكند؟
نظم قبور ما را به اين انديشه سوق ميدهد كه شايد اين حفرهها كاركردي به جز قبر آدميزاد داشتهاند. اين قبور چنان به هم نزديكند و با ترتيب در كنار هم ساخته شدهاند كه كمي شك برانگيز به نظر ميرسند. شايد اين حفرهها در ابتدا محلي براي جمعآوري آب باران بودهاند و تنها بعدها به خاطر شكلشان به عنوان قبر هم مورد استقاده قرار گرفتهاند.
اگر به در يك راستا بودن برخي از حفرهها و چاهها دقت كنيم و صاف يودن سطوح نزديك به چاههاي آب را در نظر بگيريم باز هم بيشتر به كاركرد حفرهها به منظور قبر شك خواهيم كرد.
منبع: خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري
آرش نورآقايي
nooraghayee@gmail.com
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت توسط علی امیری
|