تبليغاتX
بوشهری - دستور زبان پهلوي ساساني در گويش بوشهری
 رها ايزدي :  گويش استان بوشهر در تمام مناطق فارسي محلي است كه بن‌مايه لري دارد. براي مرزبندي آن، انواع گويش منطقه را از لحاظ جغرافيايي به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم مي‌كنند كه هر قسمت ويژگي خاص خود را دارد و داراي تفاوت‌هاي اندكي است. زبان‌هاي عربي نيز در جاهايي مانند بندر عسلويه، كنگان، جزيره شيف و جزيره شمالي و جنوبي بندر ريگ رايج است.
در همه گويش‌هاي منطقه واژه‌هاي فارسي باستان، اوستايي و پهلوي ديده مي‌شود كه بازمانده صرف زبان پهلوي هنوز هم در گويش دشتي (دشتياني) رايج است.
گويش شمالي استان شامل گويش شهرستان دشتستان، گناوه و ديلم است.
به علت ارتباط بندري بوشهر با كشورهاي عربي و نيز تسلط انگليسي‌ها و هلندي‌ها در منطقه، پاره‌اي واژه‌هاي بيگانه نيز در گفتار مردم اين منطقه شنيده مي‌شود.
گويش جنوبي شامل گويش شهرستان‌هاي تنگستان، دشتي، گنكان و دير است. مردم در شهر بوشهر هم اكنون فارسي صحبت مي‌كنند اما گويش آنها همسو با گويش تنگستاني است.
در شهرستان دشتستان شناسه «مي» در جلو افعال به كار مي‌رود و اين واژه «مي» در شهرستان گناوه و ديلم تبديل به «اي» مي‌شود.
مي‌كنم؛ ايكنمekonom
مي‌كرد؛ ekerd
لهجه دشتياني از قديمي‌ترين لهجه‌هاي استان بوشهر است كه به وضوح صرف و نحو دستور زبان پهلوي ساساني هنوز در آن استعمال مي‌شود.
ويژگي‌هاي دستوري
يكي از مشخصه‌هاي گويش‌هاي جنوبي جايگزيني فتحه‌ها به ضمه است كه معمولا روي شناسه‌هاي افعال قرار دارند.
رفتم؛ رفتُم rafto
دارم؛ دارُُم rom da
ديدم؛ ديدُُم didom
همچنين در اسامي نيز اكثرا فتحه به كسره تبديل مي‌شود.
مُرد؛ مِرد merd
امين؛ اِمين emin
عباس؛ عِباس ebas
براي ساختن فعل جعلي بعد از بن مضارع شناسه esi به كار مي‌رود كه بازمانده ist زبان پهلوي ساساني است .
خنديد؛ خندس xandes
ترسيد؛ ترسس tarses
كه در زبان پهلوي خندِست ( xandist) و ترسِست (tarsist) بوده است.
صرف افعال در گويش شمالي مانند فارسي‌نو است ولي در گويش جنوبي يعني دشتياني فرق دارد و ضماير به جاي شناسه در ابتدا فعل قرار مي‌گيرد.
صرف فعل شنيدن در گويش دشتياني
من شنيدم؛ ام اسد um sed
تو شنيدي؛ اُت اشد ut esed
او شنيد؛ اُس شنيد us sened
ما شنيديم؛ ُمم شنيد mom sened
شما شنيديد؛ شما شني soma seni
آنها شنيدند؛ اونا شني owna seni
حرف «ب» كه در آخر كلمات چند حرفي فارسي بعد از «الف» بيايد و ساكن باشد در گويش بوشهري بدل به «واو» مي‌شود.
خواب؛ خو xow
آفتاب؛ افتو aftow
دوشاب؛ ديشو disown
كلمات دو حرفي كه حرف آخر آنها «ب» است به «واو» تبديل مي‌شود.
شب؛ شو sow
آب؛ او ow
تلفظ a در آخر واژه‌ها به جاي h صامت در اصل پسوند ag فارسي ميانه بوده كه g افتاده و a هنوز تلفظ مي‌شود. به عنوان مثال:
خانه را خانگ xana مي‌گفته‌اند.
در مواردي كه كلمه‌اي با فعل معين «ات» همراه مي‌شود مثل داده است، كرده است، ات تلفظ نمي‌شود و كسره به جاي «ه» در كرده مي‌‌نشيند و صورت «ش» جاي فعل معين است را مي‌گيرد و اين‌گونه تلفظ مي‌شود:
داده است؛ دادش dadesh
كرده است كردش kardesh
علامت استمرار
براي ساختن فعل زمان حال به جاي علامت استمرار «دارد» پيشوند هي hey يا هاسي hasey به كار مي‌رود.
دارد مي‌نويسد؛ هي مي‌نويسد hasey/hey minevise
دارد مي‌رود؛ هاسي /هي ميره hosey/hey mire
منفي كردن افعال
براي منفي كردن افعال، حرف نفي نه را قبل از اسم يا صفت مي‌آورند و فعل معين حذف مي‌شود.
من بلد نيستم؛ م ُنه بلدُُم mo ne beladom
من غريب نيستم؛ م ُ نه غريبُُم mo ne geribom
بايد توجه داشت اين نه كه براي منفي كردن به كار مي‌رود فقط جلو افعال معين (است و هست) قرار مي‌گيرد.
حرف «را» كه نشانه مفعول بي واسطه (مستقيم) است در گويش بوشهري وجود ندارد و به جاي «را» كو به كار مي‌رود.
كتاب را بده؛ كتاب كو بده ketab kue bedeh
دفتر را بياور؛ دفتركو بيار daftare kue biyar
علامت جمع
در گويش شمالي علامت جمع كه «ما» است، ال « al» مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
كتاب‌ها؛ كتابل ketabal
خودكارها؛ خودكارل udkaral
درخت‌ها؛ درختال deraytal
تمام واوها به اي «I» تبديل مي‌شود.
بود؛ بيد bid
دود؛ ديد did
تنور؛ تنير tenir
در لهجه بوشهري هنگام صحبت كردن واژه‌ها را معمولا خلاصه مي‌كنند و براي خلاصه شدن كلام هميشه چند حرف آن افتاده و مختصر مي‌شود.
من چه مي‌دانم؛ مچم mocem
در گويش جنوبي «ن»هاي آخر كلمات ادا نمي‌شود. مثلا به نان «نو» مي‌گويند.
نان؛ نو nu
زمين؛ زمي zami
در گويش جنوبي همچنين جلو افعال يك «ها» اضافه مي‌شود.
بكن؛ هاكن hakon
بده؛ هاده hade  

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت توسط علی امیری |