تبليغاتX
بوشهری - تيشه به ريشه سينه زني سنتي بوشهر نزنيم

آيا مي توان سينه زني سنتي بوشهر را تغيير داد و دگرگون ساخت؟

تيشه به ريشه سينه زني سنتي بوشهر نزنيم

عباس دشتي نجار

چند سالي است كه به بهانه آغاز محرم بحث و مجادله بين نوگراها و سنتي گراها در مراسم سينه زني بوشهر داغ مي باشد و بنوعي مي توان نقطه آغازين آن را از نقد آقاي صغيري از نوحه هاي جديد و جوابيه آقاي موجي – مديحه سرا- پنداشت و به تبع آن هر ساله ادامه دارد كه صد البته، گفتگو و تعارض در هر زمينه اي سازنده است بشرط آن كه هر دو طرف متخاصم نباشند و يكديگر را از پشت خاكريز نزنند. بقولي گام اول دمكراسي را مدنظر داشته باشند - تحمل شنيدن سخن مخالف-  اكنون كه باز كوچه هاي شهرمان حال و هواي محرم به خود گرفته، مي شود دوباره در اين مجال سخن گفت؛ براي شروع كار و آشنايي بايستي در وهله اول چند نكته روشن گردد:

مراسم سينه زني بوشهري كه در سوگنامه اطهار بخصوص امامين علي و حسين بن علي مي باشد كه سينه زنها دايره وار حول يك مركز كه نوحه خوان در آن مركز ايستاده مي چرخند و با يك ريتم خاص به سينه هايشان مي زنند شبيه يك اپراي مذهبي است (اجراي نمايش همراه با آواز كه اين آواز قصه سرايي است.) حال آيا اين مراسم تحول و نوگرايي مي خواهد؟ آيا ما بايد چندين دهه يا حتي بيشتر به يك شيوه اين مراسم را اجرا نماييم يا مي توانيم آن را تغيير دهيم و دگرگون سازيم؟ آيا اگر دگرگون كرديم مي توانيم دوباره به آن مراسم سنتي گوييم؟ و آيا اگر ما به آن دست نزده و آن را به صورت سنتي و دست نخورده رها كنيم، مشمول زمان شده و مانند بسياري از سنن ديگر زير خروارها خاك فراموش نمي شود؟

سئوالات بسياري از اين قبيل در ذهن هر اهل ذوق و دلسوزي كه دل به اين ديار سپرده باشد نقش مي بندد. پس بياييم با همفكري و همدلي اين امانت سنگين را به سلامت به نسل بعد بسپاريم تا وقتي فرزندانمان به اين سنت ديرين نظر مي كنند، چون ما از ديدن آن لذت برند  نه چون ردايي مندرس بدان گوشه چشمي هم نياندازند.

اكنون تلاش بر اين است تا آنجا كه در توانمان باشد به سئوالات مطرح شده پاسخ دهيم. آيا اين هنر آيين دگرگوني نياز دارد؟ در جواب اين پرسش بايستي دو موضوع را جداگانه تشريح نماييم اولاً اين كه تغييرات در هر زمينه اي مفيد مي باشد يا خير، مسلماً تغييرات اگر بسمت پيشبرد اهداف و بهبود مستمر باشد، در خور انجام مي باشد. بنابراين  تغييرات در هر زمينه اي بايد سازماندهي شود و با يك مديريت مناسب و برنامه منسجم صورت پذيرد. ثانياً اين كه يك رسم ديرينه كه به عنوان فرهنگ گذشتگان به ما ارث رسيده نياز به تغييرات و به روز شدن دارد اين كار خيانت در امانت است و اين امر باعث شود كه ديگر آن را سنت نگويند. اما مسلم است كه آن چه اكثريت اعتقاد دارند اينست كه تغييرات اينجا هم نياز است اما... (هر كاري امايي دارد اما يعني انديشيدن دورانديش بودن در كار و بي گدار به آب نزدن) اما بايد بپذيريم كه تغييرات بدون برنامه نه تنها باعث نجات و ماندگاري اين هنر آيين نمي گردد كه مسبب اصلي از بين رفتن آن مي شود و اين امانتي كه از گذشتگان بما ارث رسيده تا به آيندگان بسپاريم و به آنها بشناسانيم هر آن چه كه آيين بوشهر و بوشهريست، نه چهل تكه اي به آنها بدهيم كه نه شتر باشد نه مرغ و سنتي كه روزگاري به نام سينه زني بوشهري با صداي بخشو، شريفيان و... معرفي مي شده آينده گفته شود بوشهريها مثل خوزستانيها سينه مي زنند و اين خيانتي است بس بزرگ كه متاسفانه بسياري از مداحان و مديحه سرايان بوشهري، ناخواسته پا در اين وادي رو به تركستان گذاشته اند!

بنابراين از خود بپرسیم چکار کنیم؟ حتما هنری  بدین بزرگی که همان اول مدعی شدم اپراست باید مثل اپرا چارچوب و اصولي داشته باشد كه به هيچ نويسنده و كارگرداني اجازه خروج از اين چارچوب را ندهد. اگر مديحه سرايان خوب به اشعاري كه گذشتگاني مانند ناخدا عباس، محمد شريفيان، مهيمنيان، علي دشتي و... سراييده اند توجه نمايند متوجه مي شوند كه آنها به چند نكته مهم توجه داشته اند:

1-      اشعار همه روايتي است، يعني از حادثه تلخ يا واقعه اي بزرگ خبر مي دهد و بيشتر تاريخ را بصورت داستان براي شنونده بيان مي كند.

2-       برخلاف تصور هر آن چه اغلب افراد فكر مي كنند آنها تلاش مي كردند نوحه بايد به صورتي باشد تا همه اقشار آن را بفهمند و با گوشت و خون و پوست درك كنند و اشك آنها جاري شود، نه اين كه يك قشر خاص در نظر گرفته شود و آن چنان اشعار متكلف و پر از ايهام و كنايه اي باشد كه مداح نيز از خواندن آن چيزي درك نكند و به تبع آن هيچ احساسي به شنونده و سينه زن منتقل ننمايد.

3-      بر خلاف تصور بعضي از منتقدين اشعار گذشته كه از قالب و وزن مدايح قديمي ايراد مي گرفتند، اينست كه در مديحه سرايي مديحه سرا نه حافظ و نه سعدي است، او بايد شعر را طوري تنظيم نمايد كه با ريتم سينه و نماهنگي كه قرار است اجرا شود قابل تطبيق باشد. او دارد متن نمايشنامه اي منظوم براي يك اپرا را مهيا مي كند، پس بايستي مديحه با ضرب آهنگ سينه هماهنگي باشد نه با قالب هاي عروضي.

مطلب بعدي متوجه نوحه خوان است كه مهمترين عضو و كاركتر اين اپراست. او كه در نقش كارگردان، رهبر اركستر و بازيگر نقش اصلي در صحنه حضور دارد، وظيفه اي سنگين تر از حفظ كردن و خواندن نوحه برعهده دارد. او بايستي متوجه چند نكته باشد:

الف- نوحه خوان بايستي ضرب آهنگ سينه زدن سينه زنها را كوك نمايد. اين يكي از چند وظيفه اصلي اوست و مطمئناً اگر كاستي در كار سينه زنها باشد مستقيماً بعهده نوحه خوان مي باشد.

ب- سينه زن علاوه بر اجراي ريتم هارمونيك با نوحه، گروه كر نيز مي باشد و رهبري گروه كر بعهده خواننده اصلي و رهبر اركستر است كه هر دو نقش در اينجا همان مداح مي باشد.

ج- اجراي اين اپرا بايد دراماتيك باشد، يعني كارگردان متن را طوري تنظيم نمايد كه ابتدا فراز و فرودها كاملاً مشخص باشد و شنونده را به استماع تمام نمايش علاقمند كند نه اين كه خسته و دلزده شود (مطمئناً برانگيختن احساسات شنوندگان و انتقال پيام اين نمايش بعهده همان بازيگر وسط صحنه است بنابراين مداح بايستي مطالب بالا را مدنظر داشته باشد تا بتواند وظيفه اي كه برعهده دارد بخوبي انجام دهد).

به صرف داشتن صداي خوب خدادادي و حفظ كردن چند قطعه نوحه، نمي توان به كسي مداح گفت. اگر جهانبخش كردي زاده، بخشو مي شود فقط صداي ماندگارش او را بخشو نكرده چرا كه اجراي بسيار زيباي او نيز در اين امر نقش داشت. كشيده شدن سينه زنها بسمت دهدشتي فقط براي شنيدن صداي آسماني بخشو نبوده يا رفتن به شنبدي و شنيدن نواي شريفيان در اواخر عمر وي كه بيمار هم بوده و همان طور كه مي دانيد مرحوم دشتي در سن 72 سالگي نيز در مسجد نو روز اربعين نوحه خواند و نيز استاد حسين علي در مسجد زيارتي ها اين اجراي زيبا و منحصر بفرد است كه در چنين سني مردم هنوز خواهان شنيدن صدا و اجراهاي زيبا و بياد ماندني آنها هستند.

شايد بين ما كساني باشند كه صداي بسيار زيبا داشته باشند ولي هيچگاه نوحه خوان نمي شوند. ممكن است در بوشهر شعراي بزرگي باشند اما هيچ كدامشان براي يكبار هم مديحه سرايي نكرده اند و چنين اجازه اي بخود نداده اند در كاري كه در تخصص آنها نيست مداخله نمايند.

در نهايت با يك حساب سرانگشتي متوجه مي شويم موارد متعددي مي باشد كه مداح و مديحه سرا بايد در نظر داشته باشند تا بتوانند تغیيراتي هر چند جزيي در آن ايجاد نمايند. در اينجا جا دارد از اشعار آقايان فتوت، موجي و مرحوم عين الملك ياد كنيم كه تلاش خود را نموده اند پا جاي پاي گذشتگان گذاشته و از چارچوب خارج نشوند و چه زيبا سروده اند؛ اما متاسفانه اين امر در نزد نوحه خوانها، كمتر پرداخته شده يا اصلاً رعايت نمي شود كه اين جاي نگرانيست.

پايان كار اينكه بدانيد كه تقليد از مداحان غيربومي كه امروزه نامي براي خود دست و پا كرده اند و بر سر زبانها هستند در خور نام سنت بزرگ اين ديار نيست، اين عمل تيشه ايست به ريشه اين درخت تنومند است. نخواهيد ناخواسته تبر بدست شما بسپرند.

بياييد با هم سعي كنيم تا فرزندانمان بداشتن پدراني فرهيخته و امانتدار احساس غرور كنند.
 

+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت توسط علی امیری |