<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بوشهری</title>
<link>http://boushehri.blogfa.com</link>
<description>بوشهر سرزمين آفتاب خليج هميشه فارس </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 03 May 2012 22:02:00 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>چوبی در موسیقی  بوشهر</title>
<link>http://boushehri.blogfa.com/post-516.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;از دیگر مقام های سازی &lt;A href=&quot;http://http://www.liyan.ir/&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;بوشهر&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;  می توان به چوبی &lt;A href=&quot;http://www.bushehri.ir/&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;بوشهر&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;ی  اشره کرد که با نی انبان و یا جفتی اجرا می شود. این آهنگ از نغمات معروف &lt;A href=&quot;http://www.liyan.ir/&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;بوشهر&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;  است. به جز قسمت های سازی، این مقام دارای قسمت هایی است که دارای کلام است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 May 2012 22:02:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>boushehri</dc:creator>
<guid>http://boushehri.blogfa.com/post-516.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یزله در موسیقی بوشهر</title>
<link>http://boushehri.blogfa.com/post-514.aspx</link>
<description>
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;يكي ديگر از فرمهاي رايج يزله ناميده مي‌شود. يزله به وسيله‌ي خوانندگان غيرحرفه‌اي اجرا مي‌شود، و فقط با دست زدن همراه است. در اينجا ملودي بيش از همه حايز اهميت بوده و به متن چندان اهميتي داده نمي‌شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;توضیحات مطلعین &lt;a href=&quot;http://www.liyan.ir/&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;بوشهر&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;  درباره فرهنگ موسیقی خود به همینجا خاتمه می یابد هیچیک از آنها اطلاعات قانع کننده ایی درباره چگونگی تکامل موسیقی محلی &lt;a href=&quot;http://http://www.liyan.ir/&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;بوشهر&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;  و مبنای این تکامل در دست ندارند.ولی آنچه مسلم به نظر می رسد، این است که شروه و یا دو بیتی محلی، که اکثراً با آوازی ب متر آزاد خوانده می شود، دارای قدمت زیادی است. موطن اصلی شروه مناطق دشتی، دشتستان و تنگستان است. در این مناطق گاهی به شروه، حاجیانی و یا شنبه ای نیز گفته می شود. در گذشته ملودی شروه با مقدمه ایی شروع می شده است، که متن آن شامل اشعار مولانا جلال الدین مولوی بوده است.این سنت هنوز هم در دشتستان رواج دارد. اشعاری که امروز متن اکثر ترانه های بوشهر واطراف آن را تشکیل می دهند، متعلق به دو شاعر معروف محلی هستند. یکی از این دو، زایر محمد علی معروف به فایز است که در کوردوان در بخش دشتی می زیسته و احتمالاً در سال 1911م. وفات یافته است. شاعر دوم سید بهمنیار ملقب به مفتون که او نیز در بخش دشتی زندگی می کرده و تا دو دهه اخیر حیات داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;مطابق آنچه فوقاً گذشت، تاریخ موسیقی بوشهر فقط تا نسل های کمی قابل تعقیب است. مطالعه ترانه های این ناحیه، تا موقعی که آوازهای نقاط دورافتادهء آن مورد بررسی قرار نگیرد، نمی تواند اطلاعات جامع تری دربارهء تاریخ موسیقی منطقه بدست دهد. موسیقی سنتی، با وجود اینکه رادیو، تلویزیون و سینما رواج زیادی دارند، کماکان مورد علاقه شدید اهالی است. پل بازرگاني ايران بود و بندر درجه يك و مهم كشور محسوب مي‌شد. اما پس از انتقال و تمركز بندر خرمشهر و شاهپور، از رونق افتاد و اعتبار تجاري گذشته خود را از دست داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;ترانه های &lt;a href=&quot;http://http://www.liyan.ir/&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;بوشهر&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;ی به دو گروه تقسیم می شوند: آنهایی که متر مشخص داشته و گروهی که متر آزاد دارند. در گروه اول، ملودی اغلب یا خیلی کوتاه است و یا از فیگورهای متعدد کوتاهی که حدود آنها کاملاً مشخص است، تشکیل شده است. دسته دوم که همان شروه نامیده می شود، دارای تناوبات مختلف است و معمولاً به هر تناوب یک بیت شعر تعلق می گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Thu, 04 Mar 2010 22:00:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>boushehri</dc:creator>
<guid>http://boushehri.blogfa.com/post-514.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سبالو در موسیقی بوشهر</title>
<link>http://boushehri.blogfa.com/post-513.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;يكي از فرمهاي معمول در موسيقي محلي &lt;a href=&quot;http://www.LIAN.ir/&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;بوشهر&lt;/font&gt;&lt;/a&gt; «سبالو» نام داشته است و آن آوازي است كه با دايره همراهي شود و به وسيله‌ي خوانندگاني كه دايره‌وار كنار هم مي‌نشينند اجرا گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;خوانندگان، همزمان با اجراي سبالو، شانه‌هاي خود را به طرف راست و چپ منظماً حركت مي‌دادند. ظاهراً «سبالو» متأثر از موسيقي غرب و آفريقاست.&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Thu, 04 Mar 2010 21:59:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>boushehri</dc:creator>
<guid>http://boushehri.blogfa.com/post-513.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شروه در موسیفی بوشهر </title>
<link>http://boushehri.blogfa.com/post-512.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;یکی دیگر از شاخصه های هنری موسیقی &lt;a href=&quot;http://www.bushehri.ir/&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;بوشهر&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;  &quot; شروه&quot; است. دوبیتی و دوبیتی سرا در سرتاسر ایران فراوان است زیرا این شکل و قالب بسیار ساده، صمیمی و کوتاه است چهارچوبه بسیار مساعدی برای درد دل ملت ایران. &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;اما در &lt;a href=&quot;http://www.bushehri.ir/&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;بوشهر&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;  دو بیتی با سرودن تمام نمی شود بلکه آهنگی که برای خواندن آن خلق شده نیز انگاره پربهایی است و زاینده فیضان روحی قومی که خستگی ناپذیر لحظه های زیستن دینامیک و پرخطر خویش را در چکامه ای دل پذیر و خوشایند ارواح رنج دیده می سراید. همان روح ناآرامی که در آیین یزله به حادثه و خطر سلام می گفت؛ با باد می ستیزید، اینک گوشه دیگر دل کوچکش را می نمایاند؛ آن دریانورد سترگ حریف نهنگ و موج و باد اینک انگار در مرگ ماهی های کوچک و همنوا با قمریان کنارزارها مرثیه می سراید و میگیرد؛ آن بازیار نجیب که دشت را و گندم زار را از نیروی دست های خویش به شکست و تسلیم واداشته اینک تکیه بر بنه گندم همراه با آواز قباسوزک ها برای گنجشک های گرسنه خرمن جا &quot; درنگه&quot; می دهد. یعنی که شروه می خواند، چوپان دشت و کوهسار آسوده از جنگ با گرگ و کفتار، همنوا با بلبل صبحدم برای آهوان دوردست بی صاحب و بی-پناه غم نامه سر می دهد؛ این آوازهای ساده مردم سامان ما در اصل پدیده شگفت انگیزی در عالم هنر شناخته می-شود. &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;شروه ملودی حزینی است در مایه دشتی که خود فرعی از دستگاه شور است. این شاهکار هنری مردمی نیز دو وجه متضاد را با هم داراست.از یک سو چنان ساده و بی-پیرایه است که  سخت آسان می نماید و از سوی دیگر چنان دشوار و پیچیده است که کم تر نوازنده غیر بوشهری قادر به اجرای کامل آهنگ شروه می باشد.&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 03 Mar 2010 21:58:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>boushehri</dc:creator>
<guid>http://boushehri.blogfa.com/post-512.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انواع ترانه ها ی بوشهری</title>
<link>http://boushehri.blogfa.com/post-511.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ترانه‌هاي استان &lt;a href=&quot;http://www.bushehri.ir/&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;بوشهر&lt;/font&gt;&lt;/a&gt; ، به عقیده بعضی از شناسندگان آن تحت تاثیر زیاد موسيقي بوميان آفريقايي قرار گرفته است. در گذشته تعداد نوازندگان محلي بيش از امروز بوده ولي مثل امروز اين نوازندگان در درجه اول در مراسم عروسي شركت مي‌كرده‌اند&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt; بخش مهمی از هر نوع ترانه و چکامه ای که ساخته و پرداخته مردم استان بوشهر است، توأم با حرکاتی زیبا اجرا می شود که نشان دهنده چیرگی و تسلط انسان بر طبیعت و کاراست و نیز در حقیقت حماسه مردان خستگی-ناپذیر. &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;بر همین اساس اغلب ترانه های شاد در &lt;a href=&quot;http://www.bushehri.ir/&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;بوشهر&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;  نیز توأم با حرکاتی است که اجرای آن را دل نشین و مقبول تر می سازد. در میان انبوهی از ترانه های شاد بومی چند مورد مشخص از بقیه متمایز است. 1- نی انبان (نی جفتی و تنبک) 2- نی لبک 3- یزله. &lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Dec 2009 21:57:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>boushehri</dc:creator>
<guid>http://boushehri.blogfa.com/post-511.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سنج و دمام</title>
<link>http://boushehri.blogfa.com/post-528.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سنج و دمام&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src=&quot;file:///C:/DOCUME~1/SM2600~1.E/LOCALS~1/Temp/moz-screenshot-5.png&quot; /&gt; &lt;img hspace=&quot;10&quot; vspace=&quot;10&quot; border=&quot;1&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;www.Bushehri.ir&quot; src=&quot;http://www.mehrnews.ir/mehr_media/image/2007/02/248410_orig.jpg&quot; /&gt;مراسم عزاداري در جنوب ايران با سنج و دمام آغاز مى شود. در واقع پس از سلام و دعاى آخرين روضه خوان، بلافاصله بوق به صدا در مى آيد. بوق كه از جنس شاخ نوعى گوزن است و زيبايى ظاهرى خاصى نيز دارد، آغاز مراسم را اعلام مى كند. پس از چند لحظه، دمامها با ريتم خاص به صدا در مى آيند و سنج ها نيز خود را با دمام هماهنگ مى كنند. گروه سنج و دمام متشكل از هفت دمام و چهار الى ده سنج نواز است. دمامها نيز ترتيب خاص دارند.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 08 Jul 2009 16:04:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>boushehri</dc:creator>
<guid>http://boushehri.blogfa.com/post-528.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>يادي از نويسنده بوشهري صادق چوبك</title>
<link>http://boushehri.blogfa.com/post-527.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;صادق چوبک؛ یازده سال پس از مرگ  &lt;br /&gt;

صادق چوبک؛ نویسنده ایرانی (۱۲۹۵ - ۱۳۷۷) &lt;br /&gt;شنبه، سیزدهم تیرماه، برابر بود با سالمرگ نویسنده سرشناس ادبیات نوین داستانی ایران، صادق چوبک. هنرمندی که ۱۱ سال پیش درحا لی که ۸۲ سال داشت، دور از وطن و در آمریکا از دنیا رفت.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Jul 2009 17:23:43 GMT</pubDate>
<dc:creator>boushehri</dc:creator>
<guid>http://boushehri.blogfa.com/post-527.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فریاد ، ای فریاد ، ای فریاد</title>
<link>http://boushehri.blogfa.com/post-521.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
خانه ام آتش گرفته است آتشی جانسوز هر طرف می سوزد این آتش پرده ها و فرش ها را تارشان با پود من به هر سو می دوم گریان در لهیب اتش پر دود وز میان خنده هایم تلخ و خروش گریه ام ناشاد از درون خسته سوزان می کنم فریاد، ای فریاد، ای فریاد... از فراز بام هاشان شاد دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب بر من آتش به جان ناظر در پناه این مشبک شب من به دستان پر از تاول این طرف را می کنم خاموش وز لهیب آن روم از هوش زان دگر سو شعله  زان دگر سو شعله برخیزد به گردش دود تا سحرگاهان که می داند که بود من شود
نابود. خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر صبح از من مانده بر جا
مشت خاکستر وای آیا هیچ سر بر می کنند از خواب مهربان همسایگانم از پی
امداد؟ سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد می کنم فریاد ، ای فریاد ، ای فریاد
&lt;br /&gt;مهدی اخوان ثالث&lt;br /&gt;... ياد اخوان بخير شايد اين روزها همين را باز ميسرود &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 19 Jun 2009 20:17:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>boushehri</dc:creator>
<guid>http://boushehri.blogfa.com/post-521.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گابريل گارسيا ماركز</title>
<link>http://boushehri.blogfa.com/post-519.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند و گاهي اوقات پدران هم&lt;br /&gt;در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود&lt;br /&gt;در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند&lt;br /&gt;در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن&lt;br /&gt;در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چيزي است كه خود مي سازد&lt;br /&gt;در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم ؛ بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم&lt;br /&gt;در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند &lt;br /&gt;در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بد ترين دشمن وي است&lt;br /&gt;در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب&lt;br /&gt;در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد&lt;br /&gt;در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد&lt;br /&gt;در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارتهاي خوب نيست ؛ بلكه خوب بازي كردن با كارتهاي بد است&lt;br /&gt;در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود&lt;br /&gt;در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است&lt;br /&gt;در 85 سالگي دريافتم كه همانا زندگي زيباست&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 18 Jun 2009 15:40:41 GMT</pubDate>
<dc:creator>boushehri</dc:creator>
<guid>http://boushehri.blogfa.com/post-519.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازی انتخابات و سهم ما!</title>
<link>http://boushehri.blogfa.com/post-517.aspx</link>
<description>همه انسانها بازي كردن را دوست دارند اين ما هستيم كه تعيين ميكنيم همبازي باشيم يا اسباب بازي اينبار من ميخواهم به موسوي راي بدهم تا 4 سال ديگه اسباب بازي اصولگرايان نباشم ... سهم من يك راي است شما هم سهم خودتان را براي رشد جامعه به اشتراك بگذاريد !
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG id=myphoto height=352 src=&quot;http://photos-h.ak.fbcdn.net/photos-ak-snc1/v3819/65/0/1255449153/n1255449153_30434655_6241252.jpg&quot; width=508&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 14 May 2009 15:37:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>boushehri</dc:creator>
<guid>http://boushehri.blogfa.com/post-517.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

